ابراهيم اصلاح عربانى

165

كتاب گيلان ( فارسى )

خطرناك مىديد به سلطنت‌آباد رفت و به منظور جلوگيرى از حركت مجاهدين به پايتخت يك بار ديگر از سفيران روس و انگليس كمك خواست و دست توسّل به سوى آنها دراز كرد . سفيران دو دولت نيز نمايندگان خود را نزد سپهدار به كرج فرستادند . بارنوسكى كاردار سفارت روس همراه با ماژور استوكس وابسته نظامى سفارت انگليس با سپهدار ملاقات و مذاكره كردند . بارنوسكى به سپهدار گفت : سفيران روس و انگليس به ما مأموريت داده‌اند پيامى را كه نتيجه مذاكرات لندن و پطرزبورگ است به اطلاع شما برسانيم . سپس پيام خوانده شد و وابسته نظامى انگليس گفت نمايندگانى هم از طرف سفارت روس و انگليس به ملاقات سردار اسعد رفته‌اند . سپهدار گفت ما ياغى نيستيم و تقاضا داريم مشروطيت در مملكت مستقر شود . سپس شرحى راجع به قانون‌شكنيهاى محمد على شاه و فساد دستگاه و سوء نيت اطرافيان شاه بيان داشت . نمايندگان خارجى گفتند : از گذشته نبايد صحبت كرد . اينك شاه تمام تقاضاهاى آزاديخواهان را قبول كرده در تهيه قانون انتخابات مىباشد . سپهدار گفت تقاضاهاى ما هيچكدام قبول نشده و به مرحله اجرا درنيامده است . نمايندگان خارجى گفتند شما تقاضاهاى خود را به ما بدهيد ما كوشش مىكنيم كه شاه آنها را بپذيرد . سپهدار از اطاق خارج شد و پس از مشورت با سران اردوى انقلاب بازگشت . او خواستهاى آزاديخواهان را در هشت ماده ارائه داد و گفت : ما نمىتوانيم مدت زيادى در كرج بمانيم . قرار شد تا سه روز ديگر به سپهدار جواب داده شود . آنگاه سپهدار از نمايندگان خارجى پرسيد آيا شما تعهد مىكنيد تا وصول جواب اقدامات نظامى عليه ما صورت نگيرد ؟ نمايندگان خارجى گفتند ما چنين تعهدى نمىكنيم ؛ هرگاه اقدامى عليه شما صورت گرفت شما هم متقابلا مىتوانيد جواب دهيد . وابسته نظامى سفارت انگليس طى گزارشى كه توسط سفير به لندن ارسال شده نوشته است : « از آن وقتىكه وارد قشون ملتيان شديم در نهايت احترام با ما رفتار كردند . هر سربازى كه به ما مىرسيد احترامات لازمهء نظامى را به جا مىآورد . من ابدا آثار يأس در ميان آنها مشاهده نكردم و از چند نفر آنها سؤال كردم جواب دادند شكست نبوده بلكه بدون هيچ خسارت دعواى پيشقراول بوده است . . . » « 116 » نويسندگان تاريخ مشروطيت ، عموما جريان ملاقات نمايندگان روس و انگليس را با سپهدار به همين‌صورت نقل كرده‌اند ، اما يپرم در يادداشتهاى خود راجع به مذاكرات نمايندگان خارجى در كرج از سپهدار نام نبرده و از خودش صحبت كرده است ! او مىنويسد : « نمايندگان سفارتخانه‌هاى روس و انگليس به حضور ما آمدند و از طرف دو سفارتخانه مزبور نامه‌اى كه مضمون آن از اين‌قرار بود به من دادند : شاهنشاه فرمانى مبنى بر اعطاى مشروطيت صادر نموده است . اگر شما از اين موضوع سرپيچى كنيد از جمله آشوب‌طلبانى كه مايل به برهم زدن نظم و امنيت شهر هستند قلمداد خواهيد شد و در اين‌صورت دولتهاى متبوع ما به ناچار در امور داخلى شما مداخله خواهند كرد ! در جواب اين نامه نوشتيم كه ما با كمال خرسندى پيشنهاد شما را قبول مىكنيم چه يگانه درخواست ما برقرارى اصول مشروطيت است ولى چون شاه بارها به وعده‌ها و حتى به قسمهاى خود پشت پا زده ما به خود حق مىدهيم كه به وعده اخير وى نيز اعتماد نداشته باشيم . اگر شاه واقعا بيغرضانه مىخواهد اصول مشروطيت را برقرار سازد بايد به ما اجازه دهد با عده صد و پنجاه نفرى وارد شهر شويم . بايد مجلس شوراى ملى را دائر و فورى فرمان انتخابات نمايندگان مجلس را صادر نمايد . بايد وزراى خائن و بدكار را از اطراف خود دور سازد و پس از تحقيقات لازم مقصرين را كه علت اصلى اين خونريزيها و آشوبها بوده‌اند به كيفر اعمال خود برساند . اگر اين پيشنهادهاى ما مورد قبول شاه واقع گرديد حاضريم با او از در صلح و مسالمت درآئيم و الّا به جنگ همچنان ادامه خواهيم داد . چون نمايندگانى كه به حضور ما آمده بودند از طرف شاه اختيارات تام نداشتند لذا خاطرنشان ساختند كه پس از سه روز به پيشنهاد ما جواب خواهند داد . پس از سه روز جواب دادند كه شاه با پيشنهادهاى ما موافقت ننموده است . » « 117 » از گزارشى كه ماژور استوكس وابسته نظامى سفارت انگليس به وزارت خارجه كشور متبوع خود فرستاده و در كتاب آبى به چاپ رسيده است معلوم مىشود كه طرف مذاكرات نمايندگان خارجى سپهدار بوده و پيام كتبى وزراى امور خارجه دو دولت روس و انگليس به او تسليم شده است . در گزارش رسمى وابسته سفارت انگليس اسمى از يپرم برده نشده است . خواستهاى مجاهدين كه طى هشت ماده به نمايندگان خارجى تسليم شده بود مورد موافقت محمد على شاه قرار نگرفت . نمايندگان روس و انگليس يكى دو بار ديگر با سپهدار و سردار اسعد ملاقات و مذاكره كردند ولى نتيجه‌اى از اين ملاقاتها به دست نيامد . دولت نيز براى جلوگيرى از حركت مجاهدان گيلان به سوى تهران امام جمعه خوئى را واسطه قرار داده به كرج فرستاد . امام جمعه ، كه مورد احترام طبقات مختلف بود با سپهدار و كميسيون جنگ تماس حاصل كرد و مورد پذيرائى گرم آنها قرار گرفت اما كميسيون جنگ به عذر عدم اعتماد و اطمينان به شاه و اعمال خلاف وى عليه مشروطيت وساطت امام جمعه تهران را نپذيرفت . موقعيت بسيار حساس بود . سفارت روس مجاهدين را تحت فشار قرار داده تهديد مىكرد كه اگر تن به صلح ندهند روسيه با قواى نظامى وارد عمل خواهد شد . روسها مىگفتند هدف شما دستيابى به مشروطيت نيست بلكه ايجاد هرج‌ومرج و آشوب است زيرا شاه استقرار مشروطيت را قبول كرده و در اين زمينه به نمايندگان دولتين روس و انگليس تعهد داده است . بختياريها هم در زمينه صلح با شاه تمايل نشان مىدادند و علاقه‌اى به جنگ نداشتند . سران مجاهدين گيلان ، كه سرى پرشور داشتند ، جز واژگون كردن دستگاه استبدادى محمد على شاه به راه حل ديگرى تن درنمىدادند . مشروطه‌خواهان تهران نيز با وعده‌هاى خود آنها را دلگرم و اميدوار كرده طى پيامهاى مكرر اظهار مىداشتند ما با چندين هزار نفر افراد مسلح در انتظار حمله شما به تهران هستيم ، به محض رسيدن شما به دروازه‌هاى شهر وارد عمل شده پايتخت را به

--> ( 116 ) . كتاب آبى ، گزارشهاى محرمانه وزارت امور خارجه انگليس ، نشر نو ، جلد سوم ، تهران 1363 ، صفحهء 643 . ( 117 ) . يپرم خان ، يادداشتهاى خصوصى يپرم . . . انتشارات بابك ، تهران 1356 ، صفحه 44 و 45 .